السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

523

تفسير الميزان ( فارسي )

هم اين معنا را به گوش همه رسانيد ، و در خاتمه اعلام داشت كه خدا از غير اين چند چيز زكات نمىخواهد . آن گاه مىگويد : بر ساير اموالشان زكاتى مقرر نكرد تا آنكه يك سال گذشت ، مردم رمضان بعدى را روزه گرفتند و افطار كردند ، پس آن گاه مناديش را فرمود تا ندا در دهد : اى گروه مسلمين ! زكات اموالتان را بدهيد تا نمازهايتان قبول شود ، آن گاه مامورين وصول را روانه كرد تا زكات و ماليات اراضى را جمع كنند « 1 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه ، بخارى ، مسلم ، ابو داود ، نسايى ، ابن ماجه و ابن مردويه از عبد اللَّه بن ابى اوفى روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) وقتى صدقه اى برايش مىآوردند مىگفت : بارالها درود فرست بر فلان قبيله ، پس پدرم صدقه خود را نزد آن جناب برد ، حضرت گفت : بارالها درود فرست بر آل ابى اوفى « 2 » . و در تفسير برهان از صدوق نقل كرده كه وى به سند خود از سليمان بن مهران از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل آيه * ( « وَيَأْخُذُ الصَّدَقاتِ » ) * فرمود : خداوند زكات را از اهلش مىگيرد ، و به ايشان اجر و ثواب مىدهد « 3 » . و در تفسير عياشى از مالك بن عطيه از امام صادق ( ع ) نقل شده كه فرموده : امام على بن حسين ( ع ) فرمود : من ضمانت مىكنم كه صدقه اى كه بدست بنده خدا داده مىشود پيش از او بدست خود خدا مىرسد ، چون خود او فرموده : * ( « هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَيَأْخُذُ الصَّدَقاتِ » ) * « 4 » . مؤلف : و در اين معنا روايات ديگرى از رسول خدا ( ص ) و على بن ابى طالب و امام محمد باقر و امام صادق ( ع ) نقل شده است . و در بصائر الدرجات به سند خود از محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه گفت : من از آن جناب پرسيدم آيا اعمال بر رسول خدا ( ص ) هم عرضه مىشود ؟ فرمود : هيچ شكى در آن نيست . سپس اضافه فرمود : مگر نخوانده اى : * ( « اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّه عَمَلَكُمْ وَرَسُولُه وَالْمُؤْمِنُونَ » ) * ، آرى براى خدا گواهانى هست در ميان خلقش « 5 » .

--> ( 1 ) فروع كافى ج 3 ص 497 ح 2 ( 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 275 ( 3 ) تفسير برهان ج 2 ص 156 ح 3 ( 4 ) تفسير عياشى ج 2 ص 108 ح 118 ( 5 ) بصائر الدرجات ص 425 ح 10